دستیار تنظیم نمایش
کنتراست +
متن بزرگتر
فاصله متن
توقف انیمیشن
مخفی کردن تصاویر
تغییر قلم
مکان نما
ارتفاع خطوط
بزرگ نمایی
اشباع رنگ
سیاه و سفید
بازنشانی تمام تنظیمات
01 اسفند 1404
En | 

 

زندگینامه شهید ابراهیم رحیم افزاء :

 

شهید رحیم افزاء در 24 دی ماه 1332 در شهر سامن در یک خانواده متدین و کارگر به دنیا آمد، پدر مرحوم ایشان کارگری می کرد و امورات زندگی را اداره می نمود.

شهید رحیم افزاء تا کلاس ششم ابتدایی در سامن تحصیل نمود و بدلیل مشکلات مالی خانواده ترک تحصیل کرد و برای کار به تهران عزیمت نمود خانواده ایشان متشکل از پدر و مادر ، 2 خواهر و 5 برادر اداره زندگی را سخت نموده بود و دلیل اصلی ترک تحصیل شهید همین امر بود .

مدتی را در تهران به جوشکاری و تراشکاری مشغول شد و طی این چند سال کمک خرح خانواده بود ، در سن 18 سالگی جهت گذراندن سربازی اعزام گردید وای به عنوان سرباز مازاد از خدمت معاف شد و سپس مدتی را نیز در تاسیسات هتلی در تهران مشغول به کار شد، بعد از مدتی به استخدام راه آهن در آ»د و مشغول به کار شد، هممزان با اوج گیری انقلاب ایشان نیز به مخالفت با رژیم پهلوی برخواستند و فعالیت ضد رژیم را به صورت پنهانی انجام می دادند و در راه پیمایی ها حضور فعالی داشت و به مجروحان آن زمان کمک رسانی می کرد، پس از پیروزی انقلاب ایشان به راه آهن اراک منتقل گرددید و در سال 1358 ( شهریور ماه/) با دختر دایی خود که ساکن همدان بودند ازدواج نمود و مدت یکسال نیز پس از ازدواج در اراک زندگی می کردند.

در سال 1359 شهید رحیم افزا به اداره راه و ترابری شهرستان ملایر منتقل گردید و فعالیت خود را در بسیج شورای محل آغاز نمود و همزمان با شروع جنگ تحمیلی آرام و قرار نداشت و راهی جبهه ها گردید.

بار اول به صورت داوطلبانه از طرف اداره جهت راهسازی در مناطق جنگی به دارخوین خوزستان اعزام گردید و مراحل بعدی بصورت نیروی رزمی بسیجی عازم منطقه می گردید و در عملیات های مختلف در مناطق مختلف جنگی حظور فعال داشت جنگ نیمی از زندگی اش شده بود و به قول خودش جبهه دانشگاهی الهی شده بود به دلیل اخلاق ایشان هیچ یک ار آشناهایشان حتی همسر ایشان از مسئولیت ها و حتی فعالیتهای ایشان در جبهه خبر نداشت.

شهید رحیم افزا نمونه ی یک مسلمان واقعی در میان خویشان و دوستان و همکارانش بود و به دلیل اخلاق پسندیده و انجام فرایض دینی و صله ارحام محبت ایشان در دل همه ی خویشاوندان رخنه کرده بود.

شهید رحیم افزا در سال 1365 به عضویت افتخاری سپاه درامد و در یگان دریایی لشکر همیشه پیروزه سپاه انصارالحسین انجام وظیفه نمود و در عملیات های کربلای 4 و5 حضور فعال و پرشوری داشت که حتی منجر به مجروحیت ایشان گردیده بود ولی حتی همسرش تا بعد از شهادت از این موضوع بی اطلاع بودند.

در امر به معروف و نهی از منکر بسیار جدی بود حتی ایامی را که در پشت جبهه ها و یا مرخصی بود نیز به جمع اوری کمک های مردمی در جبهه ها میپرداخت.علاقه بسیار زیادی به امام خمینی (ره) داشت و خود را یک سرباز بی چون چرای در خدمت ایشان میدانست.که به دلیل فعالیت های ایشان چندین بار منافقان قصد به ترور ایشان داشتند که موفق نشدند.

 شهید رحیم افزا به زیارت عاشورا و دعای ندبه و دعای کمیل  و دعای توسل ارادت خاصی داشت و جلساتی نیز بدین منظور در خانه خود برگزار میکرد و به نماز اول وقت بسیار اهمیت می داد.      ایشان با وجود اینکه به مدت 8سال از ازدواجش می گذشت از نعمت فرزند محروم بود اما همیشه  می گفت راضی ام به رضای خدا و به همسر خود امیدواری می داد و مثال هایی از بزرگواران برای ایشان نقل میکرد.

این مسئله تا بدانجا پیش رفته بود که برخی مغرضان میپنداشتند که ایشان به دلیل اینکه به خانه و زندگی دلخوشی نداشتند به جبهه می رفتند اما ایشان هیچ عکس العمل بدی نشان نمی دادند و می گفتند خدا خودش بهتر می داند که اینطور نیست.

 نمی رود ولی چند روز بعد ایشان راهه جبهه شد و می گفت این هم یک ازمایش الهی است. جهاد در راه خدا بر همه چیز مقدم است. در دی ماه سال 1366خدا به ایشان فرزندی عطا فرمود که نامش را علی گذاشت برخی میگفتند رحیم دیگر به جبهه

فرزرند ایشان هنوز شش ماهه نشده بود که در تاریخ 1/4/1367 در منطقه مائوت عراق در کنار فرمانده خود شهید حاج حسین تاجوک و دیگر هم رزمانش به دیدار حق شتافتند و به ارزوی دیرینه خود یعنی شهادت رسیدند.شهید رحیم افزا در منطقه مائوت مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفتند از ناحیه سر و سینه خون پاکش بر زمین جاری گردید.

    یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

ناگفته نماند ، ایشان در مدتی که در جبهه بود به ادامه تحصیل مشغول شدند و بعد از شهادت به ایشان دیپلم افتخار دادند.

گفتاری از شهید رحیم افزا:(چقدر شهادت در راه خدا زیباست و چه زیباست با لب تشنه به دیدار حق رفتن) .